الملا فتح الله الكاشاني

29

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

فرزند ششماهه آورده بود عمر فرمود تا او را رجم كنند امير المؤمنين ( ع ) فرمود اگر كسى بكتاب خدا با تو خصومت كند بر تو غالب شود عمر گفت چگونه فرمود لقوله تعالى وَحَمْلُه وَفِصالُه ثَلاثُونَ شَهْراً مدت رضاع دو سال است و مدت حمل شش ماه مجموع سى ماه باشد عمر بفرمود تا او را رها كردند و مدت رضاع سنت دو سال است اگر زياده از سه ماه نقصان كنند جايز نباشد به جهت آنكه موجب ضرر است بر طفل و اگر زياده از دو سال شير دهند حرام باشد و رضاع حرام را اثرى نباشد لقوله لارضاع بعد الحولين * ( وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَه ) * و بر آن كس كه فرزند براى او زائيده شده * ( رِزْقُهُنَّ ) * روزى اين شير دهندگان يعنى خورش ايشان * ( وَكِسْوَتُهُنَّ ) * و پوشش ايشان بِالْمَعْرُوفِ بطريق اقتصار و اعتدال و يا بر قدر وسعت او و يا بحسب رأى حاكم مراد بمولود له پدر است چه ولد براى او مولود شده است و منسوب به اوست و تغيير عبارت به جهت اشاره است بمعنى كه مقتضى وجوب ارجاع و مؤن مرضعه است بر او و قوله لا يُكَلِّفُ اللَّه نَفْساً إِلَّا وُسْعَها تعليلست براى ايجاب مئون و تقييد بمعروف دليل است بر آنكه حقتعالى تكليف بنده نميكند به آنچه فوق طاقت او باشد و اين مانع امكان او نيست يعنى تكليف كرده و رنج افكنده نشود هيچ نفسى مگر آن را كه گنجايش و توانايى آن دارد اين رد مذهب مجبره است در حسن تكليف ما لا يطاق * ( لا تُضَارَّ والِدَةٌ ) * تفصيل ايجاب مؤانست يعنى بايد كه رنج نرساند هيچ مادرى * ( بِوَلَدِها ) * به فرزند ، شير خوارهء خود كه او را از خود جدا كند و به پدر دهد و احتمال دارد كه صيغه مجهول باشد يعنى بايد كه رنج رسانيده نشود مادر بسبب فرزند مراد آنست كه با وجود رغبت او بشير دادن فرزند را از او انتزاع نكند و بدايه دهد و يا او را بر رضاع اكراه نكند و اگر قبول كند نفقه برو كسوه از او باز نگيرد * ( وَلا مَوْلُودٌ لَه ) * و بايد كه ضرر نرساند مولود له يعنى پدر * ( بِوَلَدِه ) * به فرزند خود كه او را در وقت شير خوارگى از مادر باز ستاند يا بايد كه ضرر رسانيده نشود پدر بواسطهء فرزند يعنى از او زياده از خورش و پوشش نطلبند و اضافه ولد بمادر يك بار و پدر بار دگر جهة اشفاق ايشانست بر او و تنبيه بر آنكه سزاوار آنست كه هر دو متفق شوند بر استصلاح او و اشفاق بر او و جايز نيست كه ضرر به او رسانند و يا بسبب او متضرر شوند از يكديگر از صادق ( ع ) مرويست كه مضاره نكنند مادر را بمنع شوهر از مواقعه به جهت خوف حمل و نه پدر را بامتناع او از مجامعت به جهت شفقت بر ولد * ( وَعَلَى الْوارِثِ ) * عطفست بر قوله * ( وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَه رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ ) * و ما بينهما تعليل است متعرض يعنى و بر وارث مولود له است چون مولود له متوفى شود * ( مِثْلُ ذلِكَ ) * مانند آنچه بر مولود بود از نفقه و كسوه